دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia
نودهشتیا

نام نویسنده: نگین شهسواری
نام داستان: تلخ تا شیرین
ژانر: تراژدی _ اجتماعی
خلاصه:
اصغر پسری پانزده، شانزده ساله ای است که در روستایی خوش آب و هوا در خانواده ای با شغل کشاورزی زندگی می کند. روزی هنگامی که از مدرسه باز می گردد، متوجه شلوغی جلوی خانه شان می شود. هنگامی که وارد خانه می شود…پیشنهاد ما

مقدمه:
رسم دنیا این است؛ گاهی از عرش به فرش، گاهی از فرش به عرش و تو را رسم تحمل باید. زندگی می گذرد؛ گاه تلخ، گاهی شیرین. مثل بر هم زدن چشم عجب می گذرد. تلخی دنیا را به شیرینی شهد صبر، نوش جان باید کرد.
****
آن روز صبح با صدای کاکلی از خواب بیدار شدم. بوی نان های تنوری بی بی، بینی ام را نوازش ملیحی داد و خواب را از چشمانم زدود. در اتاق بی بی با چارقد سفید پر از شکوفه های قرمز کنار سماور نشسته بود. سلامی کردم و مشغول جمع کردن وسایلم شدم.
بی بی گفت:
_ بیا ننه! بیا برایت چایی بریزم. هم نان تازه داریم، هم آقا جانت از مشتی رمضان شیر تازه گرفته.
من هم از خدا خواسته نشستم و تا جایی که می توانستم خوردم. موقع خداحافظی بی بی گفت:
_ امروز برادرهایت از شهر می آیند، اگر می توانی کمی زودتر بیا.
گفتم:
_ مخلص بی بی هم هستم. چشم! امروز زودتر برمی‌گردم.
آن روز ذوق و شوق بیشتری برای رفتن به مدرسه داشتم. قرار بود آقا معلم شعر حافظ کتابمان را بخواند و آن را معنی کند. دیشب آن را حفظ کردم و برای آقاجان خواندم. اولین باری بود که از یک شعر خوشش می آمد و آنقدر قربان صدقه ام می رفت. همیشه آرزو داشت پیشش در مزرعه کار کنم؛ اما دیشب گفت:
_ انشاءالله مثل برادرهایت به جاهای خوبی برسی اصغر جان!
در آن مه غلیظ از پیچ و خم کوه بالا می رفتم و در رویاهایم پیچ و خم زندگی ام را طی می کردم. بلبل ها هم لا به لای درختان صدایشان را آزاد کرده بودند و شعر حضرت حافظ را می خواندند:
“دوش دیدم که ملائک در می خانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

 پیشنهاد نودهشتیا

  • اشتراک گذاری
https://98ia3.ir/?p=5808
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

*

code

امکانات سایت
درباره سایت
بزرگترین سایت رمان داستان دلنوشته نودهشتیا
آخرین نظرات
  • غزاله : عالیه سحرجان موفق باشی...
  • otayehs : فدای شما بشم انرژیِ خوش قلمم...
  • نگار : رمان متفاوتی بود علاقه مند شدم به ژانر ترسناک...
  • n : رمان بصورت آنلاین در کانال تلگرامی نویسنده پارت‌گذاری می‌شود....
  • لیندا : چجوری میشه دانلودش کرد؟...
  • Narges.sh : داستانی بسیار خوب و تراژدی نابی بود. قلم زیباتون سبب شد از خوندن این داستان نهای...
  • عاطفه شعبان پور : سلام جانم این رمان در حال حاضر فقط در همین صفحه برای دانلود قرار داره که میتونید...
  • عاطفه شعبان پور : سلام خیلی ممنون بنظرم اگر منت بگذارید ئ مطالعه کنید بهتره تا من بخوام بگم پایانش...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : فدات بشم الیف مهربونم...
  • ROSHANA ESMAILZADEH : ممنونم ازت خوشگل من...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان | نودهشتیا | رمان جدید 98ia " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.